🐬آرمان شهرها (۴)
🍁توصیف آرمانشهر تامس مور:
آرمانشهر تامس مور جزیره ای است به شکل هلال ماه که پانصد میل درازا و در پهناورترین قسمت دویست میل پهنا دارد.این جزیره از پنجاه و چهار شهر تشکیل شده که هر یک از آنها حدود بیست میل زمین کشاورزی است. تمامی کشور را کشتزارهایی پوشانده اند که هر یک جدا از دو بنده خدمتکار خانواری مرکب از چهل زن و مرد آزاد دارند.
☘️همه شهرها قانون، عرف و نهادهایی یکسان دارند. هرسال سه تن از پیران هرشهر در سنایی در پایتخت، آمائوروت، گرد می آیند. در این شهر چیزی به نام حریم یا مالکیت خصوصی وجود ندارد خانه ها پیوسته به هم است و پشت آنها باغهایی بزرگ است؛
هر ده سال خانه ها را به حکم قرعه عوض می کنند. در هرشهر سی خانوار، هر سال کارگزاری بر می گزینند که او را سیفوگرانت می نامند. هر شهر بر روی هم دویست سیفوگرانت دارد.
🍀هر گروه ده نفری از سیفوگرانتها با خانوارهاشان فرمان گزار کارگزاری دیگر به نام ترانیبو هستند که او نیز هر سال انتخاب میشود.
🌿ترانیبورها شورای رایزنی
کارگزار ارشد یا شهریار را تشکیل می دهند و این شهریاربرای تمام عمر با رای هیاتی از سیفوگرانتها که برگزیده عموم مردم اند انتخاب میشود.
🎋در نشستهای شورا باید دو سیفوگرانت و هر روز دو نفر متفاوت حاضر باشند. هیچ تصمیمی گرفته نمی شود مگر آنکه سه روز به بحث گذاشته شود و سخن گفتن از امور کشور خارج از شورا گناهی بزرگ است. این تدبیر برای بازداشتن شهریاران و ترانیبورها ازتبدیل این جمهوری به نظامی جبار است. امور بسیار مهم در نشست همه سیفوگرانتها مطرح می شود اما تازمانی که آنان در این امور با خانوارهای فرمانگزار خود حرف نزده اند هیچ تصمیمی گرفته نمی شود. در مواردی معدود ، ممکن است مسایل در پیشگاه سنای کل جزیره مطرح شود.
☘️هر شهروندی کشتکاری را نخست در مدرسه و آنگاه در نوبت کار خود درکشتزار می آموزد در آنجا مردم همه جامه ای یکسان می پوشند، اما جامه زنان و مردان و آنان که زناشویی کرده اند با آنان که نکرده اند تفاوتی دارد. این جامهها را خانوارها در خانه تهیه میکنند.
🎋هیچ کس رخصت کاهلی ندارد همگان باید هر روز زیر نظر سیفوگرانت به حرفه خود مشغول باشند.اهل آرمانشهر سه ساعت پیش از ظهر کار می کنند بعد ناهار دو ساعت استراحت میکنند وسپس سه ساعت دیگر کار می کنند تا وقت شام برسد ساعت هشت به بستر می روند و هشت ساعت می خوابند. بدین سان نخستین ساعات صبح و شام وقت فراغت است و هر کس چنان که می خواهد می گذراند. هر صبح سخنرانیهای عمومی برگزار میشود که برای گماشتگان به دانش آموزی اجباری و برای دیگران از زن و مرد اختیاری است
🌿کار در آرمانشهر سبک و ساده است هم به سبب بسیاری کارگران وهم به سبب ساده بودن نیازها. خانه ها که متعلق به عموم اند از غفلت فرد لطمه نمی بینند و بواسطه بلهوسی های مالک نیز دستخوش تغییرات نمیشوند..
گاه می شود که شهروندان از حرفه هر روزی شان فراخوانده می شوند تا درکارهای جمعی چون مرمت جاده ای شرکت جویند. گاه نیز هست که با رونق اقتصاد از ساعات کار همگان می کاهند.
☘️شهروندان آن مقدار وقتی را که میتوانند از کارهای ضروری و امور جامعه دریغ دارند نباید صرف خدمت به جسم خویش کنند
بلکه می بایست آن را وقف آزاد کردن ذهن و بارور کردن اندیشه کنند زیرا همین را مایه نیکبختی در زندگی میدانند.
🥀چنان که پیش از این گفتیم هر خانوار به حرفه ای خاص می پردازد. محصول کار خانوار در انبارهایی واقع در مرکز محله ای که خانوار وابسته به آن است نهاده میشود. هر سرپرست خانوار می تواند مایحتاج خود و خانواده اش را مجانی از این انباربردارد.
🍁اهل آرمانشهر در روابط خود از پول استفاده نمی کند. چرا باید از کسی چیزی دریغ شود در حالی که همه چیز فراوان است و ترسی از این در میان نیست که کسی چیزی بیش از نیاز خود بخواهد. چرا باید در حق کسی این گمان را برد که بیش از نیاز خود می خواهد. در حالی که ترسی از کمبودی نیست.
🌺غذا در خانه های سیفوگرانتها توزیع می شود. این خانه ها تالارهای بزرگی دارند که تمامی سی خانوار یک سیفوگرانت را پذیرا می شود. در اینجا به هنگام ناهار و شام با نفیر شیپور خانوارها را به سفرهای اشتراکی فرا می خوانند. غذا خوردن در خانه ممنوع نیست اما پسندیده هم نیست پس کمتر کسی چنین می کند وقتی که یک غذای عالی در تالار فراهم باشد کسی دیوانه نیست که به غذای بد خانه بسازد. (تلخیص از کتاب آرمان شهر، تامس مور)
ادامه دارد…