کدام زندانی در آموزشوپرورش باید فوری آزاد شود؟
عیناله عابدی
سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، بهعنوان یک سند بالادستی که با مشارکت نخبگان تدوین و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده، بیش از یک دهه عمر دارد. این سند، هرچند نیازمند بازنگری و بهروزرسانی است، اما از کیفیت قابلقبولی برخوردار بوده و نقشهراهی جامع برای تحول در نظام تعلیم و تربیت کشور ارائه میدهد.
با این حال، این سند ارزشمند بیش از ده سال است که بهشکلی تأسفبار در بند ناکارآمدی و سیاستهای تعللآمیز گرفتار شده و عملاً از سوی وزارت آموزشوپرورش و شورای عالی آموزشوپرورش به گروگان گرفته شده است. در این مدت، ستادهایی برای آن تشکیل شده، کارگاهها و همایشهایی برگزار گردیده و افراد بسیاری بهنام آن رزومه جمع کردهاند. اما حکایت آن، بیشباهت به ماجرای مرد درشت هیکلی نیست که کودکی را در آغوش داشت و پیوسته ناله میکرد. وقتی به کودک میگفت «من کنار تو هستم، چرا گریه میکنی؟»، حکیمی پاسخ داد: «این کودک از خود تو میترسد.» مرد کودک را رها کرد و گریهاش تمام شد. اکنون نیز باید به ستاد وزارت گفت: اگر سند را رها کنید، خود به پرواز درمیآید و درجایگاه واقعیاش قرار میگیرد.
هدف اصلی سند تحول، استقرار در زیستبوم واقعی خود ـ یعنی مدارس ـ و هدایت فرآیند تربیت با رهبری معلمان شایسته و متعهد است. این سند قرار بود بستری برای پرورش نسلی خلاق و توانمند فراهم آورد، اما بهجای اجرا، در سطح یک متن نظری باقی مانده است. بهجز بخشهایی محدود، هرگز از آسمان سیاستگذاری به زمین اجرا نرسیده و به واقعیت آموزشی کشور راه نیافته است.
این وضعیت، حاصل سیاستهای نادرست و چرخهای از تعلل و ناکارآمدی است که تحقق تحول مورد انتظار در آموزشوپرورش را مختل کرده است. نبود اسناد اجرایی، فقدان برنامههای عملیاتی با زمانبندی مشخص، کمبود منابع تعریفشده و فقدان شاخصهای ارزیابی، در کنار گزارشهای کاغذی و اقدامات نمایشی، مدیریت اجرای سند را در چرخهای معیوب نگه داشتهاند. حتی وعدههای مکرر، همچون ادعای اجرای کامل سند و یا آماده کردن نقشه عملیاتی سند در آیندهای نزدیک، آنهم نزد مقام های عالی کشور تغییری در این روند ایجاد نکردهاند.
آیا تحول در آموزشوپرورش تا این حد دشوار است؟
تحول در آموزشوپرورش بهدلیل پیچیدگیهای ساختاری و تنوع ذینفعان، بدون شک چالشبرانگیز است، اما هرگز غیرممکن نیست. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که با ارادهای جدی، برنامهریزی دقیق و اجرای متعهدانه، تحول تحققپذیر است. مشکل اصلی در ایران نه نبود سند و منابع، بلکه فقدان عزم جدی برای غلبه بر ناکارآمدی و اجرای واقعی سند تحول است. این سند، مانند زندانی مظلوم، در بند سیاستهای تعللآمیز گرفتار شده و آزادسازی آن، ضرورتی فوری برای تحقق اهداف تربیتی کشور به شمار میرود.
توصیه به وزیر و شورای عالی آموزشوپرورش
به وزیر محترم و اعضای شورای عالی آموزشوپرورش توصیه میشود از تکرار اشتباهات گذشته پرهیز کنند. اگر اجرای کامل سند ممکن نیست، دستکم برخی الزامات آن را فوراً به مدارس ابلاغ کنید. بهعنوان نمونه، روشهای آموزش و تربیت در مدارس ابتدایی را اصلاح کرده، از حجم سنگین کتابهای درسی و روشهای یکسویهی گفتن و شنیدن بکاهید و بخشی از اوقات کلاس های روزانه به آموزش عیرمستقیم با روش بازی و سرگرمی در یک محیط دوستانه اختصاص دهید.
خدای متعال در قرآن کریم میفرماید: با آنان مشورت کن، تصمیم بگیر، وسپس با توکل بر خدا قاطعانه اقدام کن. اکنون زمان آن است که با ارادهای استوار و اقدامی عملی، سند تحول بنیادین از بند رهایی یابد و مانند خونی در رگهای برنامه درسی رسمی و پنهان، منابع و فضاهای آموزشی و روشهای تدریس جاری شود تا نظام تعلیم و تربیت کشور به جایگاه شایسته خود برسد.