اضلاع نظام تقوا از دیدگاه قرآن کریم
قرآن کریم می فرماید : ” بسم الله الرحمن الرحیم، الم ،ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين، الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون”
بنام خداوند بخشاينده بخشايشگر ، الم- اين همان كتابى است كه در آن ترديدى نيست، و وسيله هدايت براى پرهيزكاران است-آنها كه به غيب (آنجه از حس پوشيده و پنهان است) ايمان مىآورند و نماز را به پا مىدارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند
با تاملی در این آیات به نطر می رسد که از نظر قرآن تقوا یک نظام دارد، و به عبارتی یک نظام سه ضلعی بر افراد متقی حاکم است وقبل از پرداختن به این بحث، معنا و مفهوم تقوا را روشن می کنیم
واژه تقوا و مشتقات آن حدود 250 بار در قرآن آمده است . ریشه تقوی «وقی» است به معنای حفظ کردن و یا مصون داشتن چیزی در برابر امر زیان آور است. راغب اصفهانی می گوید: تقوا یعنی قرار دادن نفس در حفاظ در برابر امور هراس انگیز.
پس اگر تقوی را ترسیدن یا پرهیز معنا می کنیم معنای لازمی و مسامحی است.
اکثر کاربرد واژه تقوی در قرآن مفهوم تقوای الهی است اما در غیر این مفهوم نیز بکار رفته است پس تقوا به معنای خود نگهداری از عذاب خداوند بوسیله طاعت از اوامر و ترک نواهی الهی است.
تقوا دو رکن اثباتی و سلبی دارد همه اش فرار و پرهیز و ترسیدن نیست بلکه تقوا تلاش و بدست آوردن نیز هست. بر اساس آیات و روایات اهل تقوی آن ملکه و نیروی معنوی است که خانه دل را روشن می کند لذا گام اول آن است که خانه غبار روبی شود و مانع حضور غیر در آن شویم و این مقدمه است و گام دوم تلاش و دویدن و سرمایه گزاری است تا صاحب اصلی خانه در آن مستقر شود.
و یا به تعبیر امیرالمومنین(ع) در خطبه 231 نهج البلاغه می فرماید «فان تقوی الله مفتاح سداد» تقوا آن کلیدی است که خانه های بسته شده بوسلیه آن باز می شود چون تقوا نور و روشنایی است، به من و تو می گوید کجا برویم و کجا نرویم.
البته تقوا و خود نگهداری زمینه ها، عوامل، موانع و ثمراتی دارد که در اینجا محل بحث نیست، ما از آیه ای که در صدر تلاوت کردیم بهره می گیریم که برای تقوی یک نظام سه ضلعی وجود دارد و به تعبیر دیگر این آیه به سه اصل مهم نظام تقوا اندیشه سازی، خودسازی و جامعه سازی اشاره می کند
ضلع اول: اندیشه سازی
انسان متقی در مرحله اول، اعتقاد به غیب دارد «الذین یومنون بالغیب» اندیشه و اعتقاد سر منشاء همه رفتارها- است، اگر سرچشمه درست و سالم شد، آب زلال و طاهر نیز دارد اگر سر چشمه گل آلود شد، انتظار آب زلال داشتن ، سادگی محض است.
اولین ضلع نظام تقوا سلامت اندیشه است به این معنا که فرد متقی باید امر غیبی را قبول داشته باشد
اینکه غیب چه هست در ادامه آیه به آن اشاره می کند. و در آیه 177 همین سوره جامعتر مصادیقی را می فرماید که باید به خدا، روز آخرت، ملائکه، کتاب آسمانی و پیامبران ایمان داشه باشیم. کسی که در این مرحله شک و تردید داشته باشد به مراحل دیگر نمی رسد و نتیجه ای نمی گیرد در ابتدای سوره هم می فرماید «ذلک الکتاب لاریب فیه» قرآن یکی از مصادیق غیب است ، چون منشاء قرآن غیب است، وطرح جامع هدایت انسان از طرف غیب تنظیم می شود.
ضلع دوم :خود سازی
«ویقیمون الصلوه» نماز موجب تزکیه نفس می شود، نماز اثرات و برکات زیادی دارد که موجب تربیت انسان سالم می شود نماز یک برنامه جامع برای خودسازی و انسان سازی است، نماز جسم و روح ما را می سازد.
ظلع دوم تقوا خود سازی است «قد افلح من زکیها» البته نماز مصداق روشن خودسازی است.
قرآن کریم می فرماید: «ان الانسان خلق هلوعا» انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است
«اذا مسه الشر جزوعا» هنگامی که به او بدی برسد بسیار جزع و بیتابی می کند.
«و اذا مسه الخیر منوعاً» و زمانی که خوبی به او برسد از دیگران دریغ می کند.
خداوند این غرایز را در انسان قرار داده که انسان آگاهانه مسیر را انتخاب نماید و وسیله تکامل و سعادت او شود اما اگر رها شود ،کار دست انسان می دهد. یکی از راههای این کنترل نماز است ، قرآن می فرماید « الا المصلّین» این هلوع و جزوع و منوع بودن تا زمانی است که کسی نمازگزار نباشد.
ضلع سوم: جامعه سازی
ضلع سوم نظام تقوا جامعه سازی است « ومما رزقناهم ینفقون»
انسان متقی به جامعه بی توجه نیست، قرآن می فرماید اگر اهل نماز و روزه باشی اما نسبت به مشکلات جامعه بی تفاوت باشی متقی نیستی. اصولاً فلسفه اینکه نماز و زکات در قرآن کنار هم آمده است، ارتباط خودسازی و جامعه سازی است پیامبر اسلام(ص) فرمود «خیر الناس انفعهم للناس» مهمترین مردم کسی است که بیشترین سود برای مردم داشته باشد، نماز آمد تا منوع بودن انسان را تعدیل کند و از داشته های خودش به دیگران هم بدهد.
اگر کسی دیدید اهل نماز است ولی اهل انفاق نیست، بداند که نمازش نماز نیست. در روایت دیگری پیامبر اسلام(ص) ضلع جامعه سازی را کنار ضلع اول که اندیشه سازی است قرار می دهد و می فرماید: «خصلتان لیس فوقهما من البر شیی: الایمان بالله و النفع لعبادات الله.. » دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست یکی ایمان به خدا و دیگری نفع رساندن به بندگان او.
در نهج البلاغه خطبه ای به نام خطبه همام است که در توصیف متقین است و صد صفت برای انسان متقی تعریف کرده و عموم این صد صفت به سه ضلع نظام تقوا بر می گردد.
کوالالامپور
1392