عفت عمومی و رسالت حکومت
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز به نام عفاف و حجاب نام گذاری شده است و شاید مناسبتر بود که روز عفاف نام گذاری شود، چون حجاب وسیله ای است که ما را به آن اصل رهنمون می کند ، حجاب پوششی است که قرآن کریم به عنوان یک تکلیف بر مردان و زنان توصیه کرده و مجتهدین و صاحبنظران با کمک روایات و اصول فقهی حدود آن را تعیین کرده اند و اهمیت آن به میزانی است که جزء ضروریات دین اسلام شده و کسی نمی تواند آن را انکار نماید.
در قرآن کریم گاهی از پوشش سخن گفته و گاهی از حجاب و با صراحت می فرماید: ” وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ ” و چون از آن زنان چيزى طلب می کنید (مى پرسيد)، از پشت پرده بپرسيد، اين براى طهارت دل شما و دل آنان بهتر است. پس قرآن حجاب را که نوعی حائل بین زن و مرد است توصیه کرده است ، اما نکته زیبا در این آیه فلسفه و دلیلی است که برای این امر آمده ” ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ ” رعایت حجاب موجب طهارت قلب شما و زنان می شود. فلسفه حجاب همان طهارت و پاک ماندن دل است که ما نامش را عفت می گذاریم.
عفت وازه قرآنی است و به معنای خویشتنداری برای مصون ماندن دل آدمی است، و بر خلاف حجاب که ظاهری و پوشش بدنی است اما عفت ، باطنی و درونی است ، وقتی قرآن و متون روایی را بررسی می کنیم دو تا ظلم به عفاف شده است:
اول: عفاف را معادل حجاب ظاهری و پوشش گرفته اند و حال آنکه حجاب یکی از مصادیق عفاف و یا مقدمه ای است برای رسیدن به عفاف که هدف اصلی است.
دوم: عفاف را فقط در شهوات جنسی استعمال می کنند و حال آنکه عفت در بخشهای مختلف زندگی بشر کاربرد دارد چنانکه در روایتی از امام باقر (ع) امده است: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّه بَطْنٍ وَ فَرْجٍ» بهترین عبادت عفت شکم و عفت جنسی است. در این روایت به دو مورد مهم عفت اشاره شده اما در این جلسه به چند مصداق آن که مبنای قرآنی دارد ، اشاره می کنیم:
- عفاف در پوشش:
انسان طبیعتا تمایل دارد زیبایی خود را نمایان نماید و خداوند برای کنترل آن در قالب دستورالعملی به نام حجاب دستور به عفاف داده است و در قرآن کریم فرموده است «و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن» (نور،31). و خمار چیزی است که بوسیله آن سر پو شانده می شود. در مورد پوشش مابقی اعضاء در روایات به تفصیل آمده است.
- عفاف در شهوت جنسی :
“وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ” و كسانى كه وسیلهى ازدواج نمىیابند، باید پاكدامنى و عفت پیشه كنند، تا آن كه خداوند از كرم خویش، آنان را بی نیاز نماید.
در این آیه مراد از عفت پاکدامنی جنسی است ، قرآن کریم می فرماید جوانهایی که نمی توانند ازدواج کنند مکنت مالی ندارند خودشان را نگه دارند عفت پیشه کنند.خداوند از لطف و فضلش کمک می کند.
- عفاف در نگاه :
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ؛ به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزهتر است، خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است. و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند.
پس معلوم می شود که نگاه کردن دریچه ای است که از طریق آن این سم وارد دل آدمی می شود و با تخریب کانون وجودی انسان ، سایر اعضاء را نیز فاسد و مختل می کند.
عفیف بودن از حیث نگاه، هم مربوط به آقایان و هم خانمها می شود مرد عفیف کس است که نگاه خود را کنترل کند در آیه ای که قرائت شد هم یغضوا آمده یعنی آقایان چشمشان را کنترل کنند و هم یغضضن آمده یعنی خانمها نیز چشماشون کنترل نمایند.
دلیل کنترل چشم تزکیه قلب و نفس است ” ذلک ازکی لکم” قرآن تعبیر به غض بصر دار، غض به معنای بستن چشم نیست غض یعنی یعنی چشم ها را پایین انداخته ، نگاهها را کم و کوتاه کنید این ظرافت قرآن است چون با نگاه بسته تو اجتماع و محیط نمی شود فعالیت کرد. شان نزول آیه هم جالب است
- عفاف در خوردن :
مصداق سوم عفت شکم است قرآن می فرماید: لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ” اين صدقات از آن فقیرانی است که خود را در طاعت حق محصور کرده اند و، در طلب قوت ناتوانند و آنچنان در پرده عفافند که هر که حال ايشان نداند پندارد که از توانگرانند آنان را از سيمايشان می شناسی که به اصراراز کسی چيزی نخواهند و هر مالی که انفاق می کنيد خدا به آن آگاه است.
امام باقر (عليه السلام) فرمود: اين آيه درباره اصحاب “صُفّه” نازل شده است. (اصحاب صُفّه در حدود چهارصد نفر از مسلمانان مكه و اطراف مدينه بودند كه نه خانهاى در مدينه داشتند و نه خويشاوندانى كه به منزل آنها بروند، از اين جهت در مسجد پيامبر مسكن گزيده بودند و همواره آماده شركت در ميدانهاى جهاد بودند). اما چون اقامت آنها در مسجد با شئون مسجد سازگار نبود، دستور داده شد به صفه (سكوى بزرگ و وسيع) كه در بيرون مسجد قرار داشت منتقل شوند، آيه 273 نازل شد و به مردم دستور داد كه به اين دسته از برادران خود از كمكهاى ممكن مضايقه نكنند. آنها هم چنين كردند.
مهاجرانی که فقیرند و از شدت عفت و خویشتن داری دیگران فکر می کردند که آنها آدمهای ثروتمندی هستند . انسان نباید خواری خود را به دیگران نشان دهد ، می فرماید آن مهاجران فقیر به گونه ای ژست می گرفتند و دستانشان دراز نبود، ناله نمی کردند و با عزت و بزرگی زندگی می کردند. در اینجا بر یک نکته تاکید کنم که در عمل به این عفت ، مسئولان و مدیران مقدم هستند، در نظام اسلامی مسوول باید حداقل مانند طبقه متوسط جامعه زندگی کنند. نه تنها بعد و قبل مسئولیتش مثل هم باشد و هیچ سوء استفاده ای نکرده باشد بلکه اساسا برداشت بنده این است که اگر فردی از جهت مالی در سطح بالائی قرار گرفته باشد بهتره که مسوولیتی نگیرد هر چند که از راه حلال بدست آورده باشد.
وظیفه حکومت در ایجاد عفت عمومی
مسئولین باید برای نشر و نهادینه کردن عفت عمومی برنامه ریزی و سرمایه گذاری کنند، مسئولین باید عفت را به تمام ابعاد زندگی سوق دهند ، باید آگاه بود که بدون توجه به مسئله عفت برای حجاب و پوشش برنامه ریزی نکنند حجاب ابزاری است برای رسیدن به عفت، اگر آن را رها کنیم جواب نمی دهد باید سیاستگذاری ما به این سمت برود که عفت وحیا در جامعه مستقر شود وقتی عفت و حیا مستقر شد ترویج عفت راحت تر است از قرآن فهمیده می شود که حجاب بدون عفاف راه به جایی نمی برد و اگر عفت رها شود و حجاب تبلیغ و ترویج شود این حجاب شکستنی است و پوسته ای بیش نخواهد بود. گاهی دوستان ما که در خارج زندگی می کنند می گویند؛ عفت در برخی کشورهای خارجی بیشتر از کشور ایران است ، نمی خواهم این مطلب را به صورت مطلق تایید کنم اما مطلب قابل تاملی است ، باید در این خصوص بررسی دقیقتری و آسیب شناسی علمی انجام داد که چرا برخی دوستان مومن ما ، در خارج به این نتیجه رسیده اند.
موضوع عفاف مانند یک سکه دو رو است یک طرف آن شخصی است و مربوط به خود سازی فرد می باشد و حکومت و افراد و گروهها نمی توانند وارد آن شوند اما روی دیگر آن مربوط به جامعه است و نظام اسلامی وظیفه دارد برای تعالی و کمال انسان نسبت به سالم سازی محیط بیرونی اقدام کند هر چند انجام این امر ظرافتها و دقتهای لازم را می طلبد. بنابر این ایجاد محیط دارای عفت عمومی وظیفه حکومت است و و ابتدا باید برای ترویج آن زمینه سازی کرد تا افراد حتی اگر ایمان فردی هم ندارند، اما ایمان اجتماعی داشته باشند و برای حفظ آن بکوشند و در مرحله بعد برای اقلیت نامعتقد و ناهمراه برای حفظ آن ضمانت اجرا قرار داد تا کسی این حریم را نشکند. و در کل باید گفت که فضای جامعه باید فضای تشویق به خیر باشد نه تحریک و تقویت معصیت الهی.
سلامت عمومی جامعه یک اصل است و باید به گونه ای باشد که مومن از رعایت دستورات اسلامی احساس آرامش کند . ضوابط تربیتی و جزایی باید در کنار هم برای رعایت حریم عمومی تنطیم شود ، صرفا با قوه قهریه نمی شود و جواب عکس می دهد ، این نکنه ظریف هم عرض کنم که گاهی رفتارها ریشه در موضوعات دیگری دارد مثلا فردی که مشکلات اقتصادی و یا اشتغال دارد و برای معیشت خود راهی پیدا نمی کند اعتراضش را این گونه بروز می دهد پس مواجهه با یک پدیده پیچیدگی های خودش را دارد . همه ارکان حکومت وظیفه دارند که در این خصوص اقدام علمی و عملی نمایند البته جنس اقدام هر مجموعه متفاوت است، از تولیدات لباسها و اسباب بازیها گرفته تا معماریها و برنامه شهرداریها و امور فرهنگی و نظارتی و دادگستریها و … همه باید نقش خود را در یک طرح جامع انجام بدهند. به گونه ای که مردم این برنامه را باور کنند و خود تصمیم بگیرند و عمل کنند. نشود که مسوولیت ها جابجا شود.
به امید آن روز!
از مجموعه گفتارهای قرآنی
دانشگاه علوم پزشکی تهران
رمضان المبارک 1436
1391 ه . ش