هشدار به سکانداران تعلیم و تربیت کشور: هوش مصنوعی در کمین شغل معلمان!
عین اله عابدی
کشور عزیزمان ایران، درگذرگاه تحولی عظیم ایستاده است؛ تحولی که ریشه در دگرگونیهای جهان مدرن، فناوریهای نوین و نیازهای رو به تزاید بشری دارد. آموزش و پرورش، این رکن تمدنساز، دیگر تاب ماندن در قالبهای سنتی و پرورش نسل آینده با ساختارهای ناکارآمد را ندارد. چنانچه امروز تحولی بنیادین در نظام تربیت رسمی و عمومی و مدل آموزشی کشور رخ ندهد و مفهوم تربیت در چارچوب والای انسانی و اسلامی و متناسب با مقتضیات زمانه بازتعریف نگردد، دیری نخواهد پایید که معلمان، این باغبانان دانایی، دلسرد و مغبون، خانهنشین شده و کلاسهای درس، نه با حضور گرم انسانی، بلکه با سایه سرد هوش مصنوعی جایگزین گردند.
جهان در مسیر نوسازی قرار دارد و نظامهای آموزشی کشورها از قیود سنتهای دستوپاگیر رها شده و به سوی تنوع، خلاقیت و پویایی گام برداشتهاند. در این میان، تربیت اسلامی ما، با غنای معنوی بیبدیل خود، میتواند راهگشا باشد، مشروط بر آنکه از روزمرگی و تکرار رهایی یابد. هوش مصنوعی قادر است دادهها را پردازش نماید، دروس را تکرار کند و مهارتهای فنی را آموزش دهد، اما هرگز نمیتواند جایگزین غمخواری و جوهره تربیت شود؛ تربیتی که در تعامل معلم با دانشآموز، همدلی با او و هدایتش به سوی کمالات انسانی تجلی مییابد.
هشدار میدهیم! در صورت تعلل، معلم به حاشیه رانده شده و هوش مصنوعی، این جایگزین فاقد روح، جایگاه او را تصاحب خواهد کرد. راهکار چیست؟ ضرورت دارد حوزه پرورشی به طور اساسی متحول گردد، زمان کلاسها تعدیل یافته و اوقات دانشآموزان غنیسازی شود تا آنان خود را کنشگر فعال عرصه زندگی ببینند، نه تماشاگران منفعل. دانشآموز باید پویا باشد، تفکر و تعقل نماید؛ همانگونه که قرآن کریم در آیات متعدد انسان را به تفکر و اندیشهورزی دعوت میکند. روشهای فعلی، که سد راه تفکر هستند، دانشآموزان را در دام حفظیات و تکرار گرفتار ساختهاند.
معلمان نیازمند آموزش مداوم و بهروزرسانی روشهای تدریس خود از طریق ابزارهایی مانند اقدامپژوهی و درسپژوهی هستند تا از دام روزمرگی رها شوند. به سادگی میتوان با یک نظرسنجی علمی از دانشآموزان پرسید: «تا چه حد از مدرسه و برنامههای آن رضایت دارید؟ چقدر از حضور در آن لذت میبرید؟» پیشبینی میشود بیش از نود درصد پاسخها منفی باشد. این فریاد خاموش نسل نو را جدی بگیرید! این سرزمین، سرشار از اندیشمندانی است که میتوانند در این مسیر تحولآفرین یاریگر باشند. خود را از بند ساختارهای ناکارآمد آزاد کنید و به خاطر مردم و آینده این سرزمین، آغوش خود را به روی تغییر باز کنید.
امروزه دانشآموز به مهارتهایی مانند مسئلهشناسی، تفکر عمیق و خلاقیت در زندگی خود نیازمند است. ارتقای دانش و اطلاعات نظری را میتوان به هوش مصنوعی واگذار کرد، اما با هدایت و نظارت معلم؛ در حالی که فعالیتهای عملی، نوآوری، تمرین و خلاقیت باید در محیط مدرسه شکوفا شود. مدرسه باید کانون نشاط، شادابی، صمیمیت و همدلی باشد، نه فضایی برای خستگی و بیانگیزگی. ماموریت وزارتخانه، سیاستگذاری کلان و نظارت، مسوولیت استانها، راهبری و پشتیبانی و وظیفه مدارس، مدیریت است؛ اما هر یک از این بخشها از وظایف اصلی خود فاصله گرفتهاند و گاه حتی با یکدیگر به رقابت میپردازند. متأسفانه، روزمرگی، گزارشنویسیهای بیمبنا و تمرکز بیش از حد بر امور اجرایی، نظام آموزش و پرورش را ناکارآمد ساخته است.
امروزه، برنامه و تلاش صورتگرفته در مدارس، محدود به برگزاری کلاسها و تدریس کتابهای درسی است، آن هم بدون بهرهمندی از نوآوری و فاقد هرگونه اختیار یا انعطاف در کمیت و کیفیت اجرا. مجدداً هشدار میدهیم، چنانچه ماموریت آموزش و پرورش به همین امر محدود شود، به زودی هوش مصنوعی این وظیفه را عهدهدار خواهد شد و معلمان، دلسرد و بیانگیزه، به انزوا کشیده خواهند شد. باید هوشیار بود، باید شهامت به خرج داد، باید در راه حق گام برداشت و نظام آموزش و پرورش را به گونه ای متحول ساخت که فناوری و هوش مصنوعی، نه جایگزین معلم، بلکه دستیار معلم و ابزاری برای راهبری دانشآموزان قرار گیرد.
مسئولان محترم! زمان محدود است و جهان در انتظار نمیماند. اکنون زمان تحول و طراحی سیستمی در آموزش و پرورش است که قدردان معلم باشد، استعداد دانشآموز را شکوفا سازد و آینده این سرزمین را تضمین نماید. بیایید روش و فرایند تربیت را بازتعریف کنیم، نه در قالبی خشک و سنتی، بلکه در چشماندازی وسیع، انسانی و اسلامی و با نیم نگاهی به تجارب جهانی. این رسالت خطیر شماست و این، راه نجات ماست.
تهران- 1404/01/09