به نام خداوند جان و خرد
یکی از اساتید صاحب تجربه در نشست مدیران دانشگاه فرهنگیان در مشهد مقدس فرمودند: “دانشگاه جای علم آموزی است و جای تربیت نیست و شما نمی توانید دانشجویان را تربیت کنید و زمان تربیت در مدرسه است” اگربه ظاهر این کلام بسنده کنیم از جهت علمی و دینی می توان در مبانی این دیدگاه خدشه وارد نمود که در این یادداشت اشاره خواهم کرد. امروزه در دانشگاه های دنیا گرایشی به نام فلسفه تربیت بزرگسال داریم و در مبانی ، اهداف و روش این نوع تربیت مباحثه می کنند. و اهدافی مانند افزایش و تجدید دانش، توانایی ها و مهارت های بزرگسالان به طور دائم، توسعه توانایی های شخصی در زمینه های بیان، ارتباطات، روابط بین فردی توسعه ظرفیت مشارکت در زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و اعمال حق شهروندی دموکراتیک؛ توسعه نگرش ها و کسب دانش مرتبط با توسعه پایدار و اثرات تغییرات آب و هوا و بحران های زیست محیطی، بهداشتی یا اقتصادی و ترویج سلامت و عادات غذایی سالم، کاهش سبک زندگی بی تحرک؛ تقویت مهارت حل مسئله و… دنبال می شود. و روشن است که تربیت در اینجا اعم از آموزش است.
تربیت ابعاد ، مراحل و روش های مختلفی دارد. عادت ، تلقین، کنترل، بهره گیری از احساسات و تربیت الگوئی که جایگاه اصلی اش در ایام کودکی و نوجوانی است و بیشترین تاثیر تربیتی خواهد داشت. اما این به این معنا نیست که تربیت در ایام جوانی ممکن نیست! مطابق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، تربیت به معنای واقعی در زمان رشد و ایام جوانی اتفاق می افتد و تربیتی که بر روش عادت و تقلید و احساسات در زمان کودکی و نوجوانی شکل گرفته است ، هرآینه ممکن است درمعرض تند بادهای روزگار قرار گیرد و شاخه های آن شکسته و یا از ریشه ناپدید گردد. در این جا دو شاهد مثال ازسند تحول می آوریم یکی در تعریف تربیت است که تربیت بدون انتخاب وآگاهی محقق نمی شود و روشن است که بستر واقعی استدلال و انتخابگری آگاهانه در بزرگسالی است نه در کودکی و نوجوانی. دوم ساحت های شش گانه که در سند تحول آمده است دارای مراتب است که مرتبه عالیه آن در بزرگسالی تجلی پیدا می کند بخصوص ساحت اعتقادی که بر مبنای استدلال وکلام است و جلوه تقلیدی و تاثیر پذیری محیطی آن بی ارزش خواهد بود.
اما از جهت دینی و قرآنی این سخن نیز قابل پذیرش نیست، چرا که قرآن کریم پیامبران را مربی می داند و مخاطب تربیت همه سطوح سنی است بلکه با شواهد مختلف می توان گفت که مخاطب اصلی پیامبران بزرگسالان است. تبشیر و انذارها و گفتگوهای قرآن متوجه بزرگسالان است. مخاطب جدال احسن ، بینه و استدلال و دعوت از مردم برای تفکر و اندیشه افراد رشید و بزرگسال است. اما پیامبر اسلام (ص) با خلق عظیم توانست جامعه را تربیت کند و جوانانی همچون امام علی (ع) ، معاذ بن جبل ، جابر بن عبدالله انصاری، عمار بن یاسر ، عتاب بن اسید ، اسامة بن زید و بزرگسالانی مانند ؛ سلمان و ابوذر و … را تربیت نماید. او با آگاهی بخشی و دادن انگیزه و برخورد محبت آمیز جمعیت کثیری را تحت تاثیر خود قرار داد به گونه ای که سخن و عمل و رویه او هنوز خود تربیت کننده است. روش قرآن اعطای آزادی در انتخاب دین، ذکر نعمت ها و بهسازی محیط سالم برای زندگی بشر است. در پرتو تربیت قرآن و پیامبر اسلام رفتارهای الهی شکل گرفت و برخی ازآداب ناسالم اعراب در آن زمان اصلاح گردید. در پرتو اخلاق پیامبر اسلام (ص) جوانی مانند مصعب بن عمیر که از خانواده ای مرفه و غیر مسلمان بود، به گونه ای تربیت شد که پیامبر (ص) او را به عنوان نماینده خود و مبلغ اسلام به مدینه فرستاد و همواره به او افتخار می کرد.
قانونگذار، حکیمانه دانشگاه تربیت معلم را دانشگاه شبانه روزی نامیده که برای جوان در مسیر معلمی فرصت های مختلف دانش افزائی و ایمان افزائی خلق شود تا معلم آینده کشور عزیزمان بتواند به علم نوین مجهز و به اخلاق معلمی مزین و به مهارت های زندگی توانمند گردد. معلم جوان ما در دانشگاه فرهنگیان فرصت خواهد داشت تا خودسازی کند و در مسیرجامعه سازی قرار گیرد. و بر این اساس معاونت فرهنگی و تربیتی، نقش بی بدیلی خواهد داشت تا با برنامه ریزی دقیق و با داشتن یک برنامه درسی غیر متشکل، فرصت هائی را تمهید کند تا دانشجو معلم با امید به آینده در فضائی خلاق، بانشاط، ایمانی و با تفکر انتقادی زیست نماید.
عین اله عابدی
دی ماه 1402
سلام همکار ارجمند استاد بزرگوار من هم با نظر شما موافقم از اینکه حکیمانه تامل فرمودین وتحلیل کردین جای بسی قدر دانی دارد. برای من مطالعه این مطالب یه درس تربیتی بود لذت بردم عالی بود