
آرمان شهر ها (۶)

ناکجا آباد سهروردی شهر آرمانی در زبان متداول با عناوین مختلفی چون؛ مدینه فاضله، آرمانشهر، ناکجاآباد، هیچستان و بالاخره اتوپیا از آن یاد می شود.

مدینه فاضله گویند از آن رو که بهترین ها را در خود جمع آورده است؛ از هیأت حاکمه و نظام شهروندی گرفته تا نظام سیاسی و اجتماعی، همه و همه در مدینه فاضله در بهترین وضع خود قرار دارد. شهری که سعادت حقیقی در آنجاست.

آرمانشهر گویند از آن حیث که شهر آرمانها و آرزوهاست. همه آرزوها در این شهر تعریف شده و جایی را اشغال کرده است. هیچ چیز نیست که آرزوی بشر باشد، اما در آن نیامده باشد.

هیچستان گویند چون از همان آغاز وجهی سلبی دارد؛ یعنی هیچ کجا ،ناکجاآباد گویند به این خاطر که نیست در جهان است. نمی توان انگشت اشاره را بدانجا نشان کرد. تصویر شهری است که در جای خاصی قرار ندارد. پرسش از کجایی در آرمانشهرها پرسش موجهی نیست، چرا که قدرت آرمانشهر در تحقق ناپذیری آن نهفته است.

اصطلاح ناکجا آباد را اولین بار شیخ شهاب الدین سهروردی به کار برد. ودر رساله “في الحقيقة العشق”(“مونس العشاق”)از آن به “شهر پاکان”تعبير کرده است.

شیخ اشراق در آواز پر جبرئیل از سالکی سخن می راند که در صحرا با ده پیر روبرو می شود. از زبان سالک خطاب به پیران اظهار می دارد: “پرسیدم که خبر ده که بزرگان از کدام صوب تشریف داده اند؟ آن پیر که بر کناره صفّه بود، مرا جواب داد که: ما جماعتی مجردانیم، از جانب ناکجاآباد می رسیم. مرا فهم به آن نرسید. پرسیدم که: آن شهر از کدام اقلیم است؟ گفت: از آن اقلیم است که انگشت سبّابه آنجا راه نبرد”.

البته به زعم برخی، از یک نظر نباید اتوپیای غربی را با ناکجاآباد سهروردی اشتباه گرفت؛ چرا که آن ناکجاآباد سرزمین پیران مجرد است و از آن اقلیم است که انگشت سبابه به آنجا راه نبرد، در حالی که اتوپیا مدینه زمینی است که اهل آن، مقام و جای معین دارند. به عبارت دیگر ناکجاآباد، مدینه فضیلت و مدینه تعالی انسانی است و نه مدینه رفاه و آسایش و توسعه که اتوپیا به دنبال آن است. رسيدن به اين ناکجا- که وجودش نه در هيچ کجا،بلکه در همه ذرات عالم هستي متجلّي است -مستلزم سفري عرفاني و سير و سلوک دروني است،تا شايد از شرق عالم امکان، دروازه هاي تجلّي گشوده شود و مرز بين معقول و محسوس، در هم شکسته گردد.

اين ناکجا آباد،در آثار سهروردي، جلوه ها ونام هاي متعدّدي دارد؛از جمله اين آرمان شهرهاي عرفاني ،”جابلقا” و”جابرصا”( يا “جابلسا”)که در “عالم اشباح مجرّده” و “اقليم هشتم”جاي دارند ودو شهر مرزي در شرق و غرب جغرافياي مثالي سهروردي اند، و در پاره اي از کتب درباره آنها چنين آمده است که در پشت کوه اساطيري “قاف”(همان البرز ايران باستان)جاي گرفته اند. ادامه دارد…