سخنرانی در همایش دانشآموزان شرکتکننده در المپیاد علمی و فرهنگی صُها ـ تابستان ۱۳۸۴
شب گذشته که توفیق حضور در حرم حضرت علیبنموسیالرضا(ع) نصیبم شد، در آن فضای معنوی به این اندیشیدم که در برابر جمع ارزشمند شما چه سخنی باید گفت. احساس کردم هر دقیقهای که از وقت شما گرفته میشود، مسئولیتی بر دوش من میگذارد و اگر مطالبی سودمند و اثرگذار ارائه نکنم، در برابر خدا و شما پاسخگو خواهم بود. همانجا همه شما را دعا کردم و امیدوارم لطف اهلبیت عصمت و طهارت(ع) شامل حال این مجلس پربرکت باشد. در فرهنگ شیعه آمده است که اولیای الهی، چه در ظاهر میان ما باشند و چه نباشند، صدای بندگان را میشنوند و به درخواستها توجه دارند. من نیز در این جلسه تلاش دارم سخن را بر پایه معارف آنان بنا کنم؛ معارفی که دلها را زنده و جانها را نورانی میسازد.
اسلام در سرزمینی فرود آمد که از نظر علمی و فرهنگی در وضعیتی بسیار ابتدایی بود. تاریخ نشان میدهد که در شبهجزیره عربستان باسوادان انگشتشمار بودند و جهل و خرافه بر جامعه حاکم بود. اسلام در چنین محیطی همچون نوری در ظلمات درخشید و مردم را به علم، تفکر، آگاهی و رشد دعوت کرد. پیامبر اکرم(ص) از آغاز بعثت، جامعه را به یادگیری برانگیخت؛ تا آنجا که حتی مهریه برخی از زنان میتوانست آموزش باشد. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «رأس الفضائل العلم» و در جایی دیگر «غایة الفضائل العلم»؛ یعنی هم سرچشمه فضیلتها علم است و هم نهایت و کمال آن. در روایتی آمده است: «العلم رأس الخير كله و الجهل رأس الشر كله»، علم ریشه همه نیکیهاست و جهل اساس همه بدیها.
تمدن اسلامی بر همین اساس شکل گرفت. منطقهای که فاقد پیشینه علمی و فرهنگی بود، در کمتر از دو قرن به یکی از بزرگترین مراکز تولید علم تبدیل شد. نقل است که چهار هزار شاگرد در محضر امام صادق(ع) در رشتههای گوناگون علوم زانو میزدند و از معارف امام باقر(ع) و امام صادق(ع) جریانهای علمی عظیمی شکل گرفت. تا جایی که مردم از سرزمینهای دور برای شرکت در جلسات علمی اهلبیت(ع) راههای طولانی را طی میکردند. اما با گذشت زمان، جامعه اسلامی گرفتار رکود و توقف شد؛ رکودی که نتیجه فاصله گرفتن از تولید علم، پرسشگری، مباحثه و تلاش علمی بود.
امروز پیشرفت کشور ما نیز در گرو ایجاد یک جنبش علمی فراگیر است. جامعهای که روح علم و تحقیق در آن حاکم نباشد، دیر یا زود دچار ضعف و عقبماندگی خواهد شد. انقلاب اسلامی فرصتی فراهم کرده است تا بار دیگر عزت علمی خود را بازیابیم و بحمدالله این حرکت آغاز شده است. گزارشهای معتبر بینالمللی نشان میدهد که هوش و استعداد فرزندان ایران بالاتر از میانگین جهانی است. شما خوب میدانید که جوانان ما با کمترین امکانات در المپیادها و مسابقات جهانی حاضر شدهاند و با این حال همواره با مدالهای طلا و نقره بازگشتهاند. این دستاوردها تنها نتیجه استعداد نیست، بلکه حاصل اراده، تلاش و پشتکار شماست.
در کنار تلاش شما، نقش خانوادهها نیز بسیار مهم است. والدین باید فضای آرام، مطمئن و همراه با اعتماد فراهم کنند تا فرزندان بتوانند هم علم و هم ایمان خود را تقویت کنند؛ زیرا این دو بال یکدیگر را کامل میکنند. علم، ایمان را عمیقتر میکند و ایمان، علم را از لغزش و انحراف حفظ میکند. انسان با این دو بال است که میتواند به قله سعادت و کمال برسد.
اجازه دهید نکتهای درباره اصل یادگیری عرض کنم. در فرهنگ اهلبیت(ع) پرسشگری جایگاهی ویژه دارد. امام صادق(ع) میفرمایند: «إنّ هذا العلم عليه قفل و مفتاحه السؤال»؛ علم قفلی دارد و کلید آن پرسش است. دانشآموزی که در کلاس سؤال نمیپرسد، دیر یا زود در فهم مطالب دچار ابهام و در انگیزه دچار افت میشود. پرسیدن نشانه جستوجوی حقیقت است، نه نشانه ضعف. گاهی برخی از نوجوانان از پرسیدن خجالت میکشند. در احادیث آمده است که حیا دو نوع است: «حياء عقل» و «حياء حمق». حیای عاقلانه، انسان را از رفتارهای سبک و درخواستهای بیمورد بازمیدارد و مایه کرامت انسان است؛ اما حیای ناشی از نادانی آن است که انسان از پرسیدن سؤال درست یا گرفتن حق خود خجالت بکشد. چنین حیایی نه پسندیده است و نه سودمند.
در روایت زیبایی، زید شحام از امام صادق(ع) درباره آیه «فَلْيَنظُرِ الإنسانُ إِلى طَعامِهِ» پرسید. امام فرمودند مقصود از «طعام» تنها غذای جسم نیست، بلکه «علمه الذي يأخذه و عمّن يأخذه» است؛ یعنی دانشی که انسان میآموزد و مهمتر از آن، معلم و منبعی که این دانش را از او دریافت میکند. بنابراین، هر کتابی را نباید خواند و هر استاد و سخنرانی را نباید سرچشمه دانایی دانست. علم نور است و این نور باید از منبعی سالم، معتبر و هدایتکننده دریافت شود تا دل را زنده نگه دارد.
در پایان سخن، لازم میدانم از شما نوجوانان و جوانان تشکر کنم. شما با اراده، علاقه و تلاش توانستهاید مطالعات خود را غنی کنید و بر دانش خود بیفزایید. از والدین محترمی که این سرمایههای الهی را با صبر و محبت حمایت میکنند نیز سپاسگزارم. این فرزندان امانت خانوادهها هستند، اما تنها امانت آنان نیستند، بلکه امانت این کشور و جامعهاند و آینده این سرزمین به دست آنان ساخته میشود. همچنین از مسئولان و برگزارکنندگان این دوره آموزشی، بهویژه حجتالاسلام آقای اسلامی و آقای رنجبر و همکاران ایشان که با تدبیر و تلاش این فرصت ارزشمند را فراهم کردند، قدردانی میکنم.
در پایان از خدای متعال، به حق محمد و آل محمد(ص)، مسئلت میکنم که به همه ما علم همراه با عمل و ایمان عطا فرماید، اندیشه و معرفت ما را پاکیزه بدارد و در قیامت ما را در پیشگاه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روسفید قرار دهد. همچنین خواستاریم که توفیق تشخیص غذای سالم روح از ناصالح را به ما عنایت کند.
برای توفیق و سربلندی همه شما عزیزان، صلوات ختم بفرمایید.