شجاعت در حل سیاست «بگیر و نگیر» و نقش صداقت در تربیت نسل آینده
✍️دکتر عین اله عابدی
نظام تعلیم و تربیت کشور، برای ایفای رسالت خطیر خود، بیش و پیش از هر چیز به شفافیت، صداقت و یکپارچگی در سیاستگذاری نیاز دارد. یکی از چالشهای جدی و مزمن در آموزش و پرورش، سیاست متناقض «بگیر و نگیر» است؛ یعنی از یک سو، مسئولان عالیرتبه بارها اعلام کردهاند که هنگام ثبتنام، دریافت هرگونه وجه از والدین ممنوع است، اما از سوی دیگر، مدیران مدارس بهدلیل کسری شدید بودجه و ناکافی بودن سرانه مصوب -که معمولاً کمتر از یکدهم هزینه واقعی اداره مدرسه است- ناگزیر به مطالبه این مبالغ میشوند.
🔹این دوگانگی، نه تنها روند مدیریت مدارس را مختل میسازد، بلکه ریشههای تربیتی را نیز آسیب میزند. وقتی دانشآموز از رسانهها میشنود که «مدارس رایگاناند»، اما در عمل، شاهد گفتوگوی گلایهآمیز والدینش با مدیر مدرسه درباره پرداخت هزینههاست، نخستین درسی که میآموزد نه «اعتماد» بلکه «تناقض» است. چنین تجربهای، بیآنکه دانش آموز بداند، بذر بیاعتمادی و نفاق را در ذهن او میکارد و نوعی آموزش پنهان و مخرب را شکل میدهد؛ آموزشی که در آن، گفتار و رفتار مسئولان در تضاد است.
🔸افزون بر این، شیوههایی که در برخی مدارس برای دریافت شهریه بهکار میرود، گاه شأن و شخصیت دانشآموز را مخدوش میسازد. برای مثال، اعلام عمومی در کلاس درباره بدهی والدین، یا شرطگذاری برای ثبتنام و تحویل کارنامه تنها با حضور ولی و تسویهحساب، و حتی ارجاع دانشآموز به واحد مالی پیش از دریافت کارنامه، از جمله اقداماتی است که آثار روانی نامطلوبی بر کودک و نوجوان بر جای میگذارد. در نتیجه، برخی اولیا نیز از مراجعه برای دریافت کارنامه خودداری میکنند، و این روند به شکاف عمیقتر میان مدرسه و خانواده دامن میزند.
🔹تربیت اصیل بر پایه صداقت و شفافیت استوار است. کودکان و نوجوانان، بیش از گوش سپردن به سخن معلم یا مقام مسئول، از رفتار و تصمیمات آنان الگو میگیرند. اگر در بالاترین سطوح، صداقت در گفتار و عمل دیده نشود، نمیتوان انتظار داشت نسل آینده بر مبنای ارزشهای اخلاقی و اعتماد اجتماعی پرورش یابد.
این چالش، تنها یک بحث نظری نیست؛ مثالهای روزمره فراوانی وجود دارد. دیروز، با معاون یک مدرسه در اصفهان صحبت می کردم، او گفت که امروز تعمیر دستگاه کپی مدرسه شش میلیون تومان هزینه داشته. او با صراحت افزود: «اگر این مبالغ را از والدین نگیریم، باید مدرسه را تعطیل کنیم.» این تنها یک نمونه از هزاران نیاز مالی فوری مدارس است که با بودجه فعلی، پاسخ داده نمیشود.
🔸برای برونرفت از این وضعیت، نیازمند شجاعت در بیان واقعیتها هستیم. اگر مسئولان، روشن و شفاف به مردم اعلام کنند که وضعیت هزینهها چنین است و مدارس برای ادامه فعالیت به این میزان کمک نیاز دارند، خانوادهها و خیرین نهتنها همکاری میکنند، بلکه گاه بیش از میزان انتظار نیز کمک مینمایند. این شفافیت، پل اعتماد را میان مردم و نظام آموزشی مستحکم میکند و مشارکت اجتماعی را به یک سرمایه پایدار بدل میسازد.
🔹پیشنهاد میکنم وزیر محترم آموزش و پرورش با شجاعت تمام، به این سیاست ناسالم چند دهه گذشته خاتمه دهد و با صدور یک دستورالعمل جامع، رویکردی شفاف، صادقانه و مشارکتمحور با نقش آفريني متفاوت انجمن اولياء را جایگزین آن سازد. این تغییر، علاوه بر رفع تناقض دیرپا، فرهنگ مسئولیتپذیری را در جامعه نهادینه کرده و همدلی میان مدرسه، خانواده و دولت را تقویت و انگیزه برای کمکها بیشترخواهد کرد.
🔸به تعبیر امیرالمؤمنین علی(ع)« النجاة فی الصدق» ؛ نجات در صداقت است. اگر این اصل را بهعنوان راهبردی بنیادین در آموزش و پرورش بپذیریم، میتوانیم سیستمی بسازیم که الگویی از اعتماد، همگرایی و سلامت اخلاقی برای نسل آینده باشد.
کانال تربیت و مدیران آینده